X
تبلیغات
رایتل
دوشنبه 8 شهریور 1389


هو القادر


اعمالتان قبول حق. شب قدر خوش گذشت؟

قبول دارید که شب قدر خوش می گذرد؟ افطار و سحر خوش می گذرد، اعتکاف خوش می گذرد، راهپیمایی روز قدس و 22 بهمن و 10 دی خوش می گذرد، حتی دهه محرم و روز عاشورا خوش می گذرد. قبول دارید؟


در مطلب قبلی گفتم زندگی دینی لذت دارد و ما هنوز نتوانستیم لذت آن را به آنان که در این وادی نیستند بچشانیم. ما از همه لحظات خدایی مان لذت می بریم؛ لذتی هزاران برابر لذت یک پارتی خیلی باحال یا یک روز در موجهای آبی یا...، لذتی غیر قابل مقایسه.


آنان که از این لذتها محرومند، نمی توانند درک کنند که بعد از یک مناجات بارانی در شب قدر یا عزاداری برای سید الشهدا(ع)، چه آرامش ملکوتی نصیب انسان می شود. اگر می دانستند در به در به دنبال لذت و آرامش نمی گشتند.


آنان که از زیبایی خود در خیابان لذت می برند بیایند از من بپرسند که چه حالی می کنم وقتی چادر سرکرده ام و بچه به بغل و ساک به دوش نفس نفس می زنم و هر نفسی را با خدا معامله می کنم. بیایند تا سرمستی ام را شرح دهم.

آنان که چادر را بی کلاسی می دانند، بروند از آن دختری بپرسند که برای داشتن این چادر باید با تمام دنیای اطرافش، پدرش، مادرش و خانواده اش بجنگد درحالی که به آنها اف هم نگوید  چون دوستشان دارد و دوستش دارند. بروند از او بپرسند که این چادر را با خون دل نگه داشته و وقتی در خیابان راه می رود فرشته ها او را اسکورت می کنند.

و هنگامی که من این لذت را شرح نمی دهم، و ما این لذتها را شرح نمی دهیم، و ترس از نیروی انتظامی جای وصف این شیرینی را می گیرد، و چادر در رسانه ها لباس گدایان و معتادان و بی کلاس ترین افراد جامعه معرفی می شود، و در همه آگهی های اسخدام می نویسند: به یک خانم خوش تیپ با روابط عمومی بالا نیازمندیم، و ...، این می شود که می بینیم.


فکر کنید. خیلی فکر کنید که چگونه می توان این همه لذت و آرامش را وصف کرد؟ و بدانید این وصف کردن هزینه دارد. خدایی شدن هزینه دارد. و بزرگترین هزینه را زهرای مرضیه(س) داد که می خواست لذت با علی بودن را به مردم مدینه بگوید و علی مرتضی(ع) داد که می خواست لذت عدالت را به مردم کوفه نشان دهد.

باید پای هزینه اش بود تا جهان طعم توحید و عدالت را بچشد.



1- انگار قرار است هر مطلب تفصیل یک جمله از مطلب قبلی باشد. پست قبلی تفصیل پست شماره 18  بود و این پست تفصیل یک جمله از قبلی.

2-این مطلب را به دعوت مرمی نوشتم و از دوستان عزیزم منچ ، شلمرود ، کلپوره، ستیغ، پابرهنه، مادرانه، مادرستان و شازده کوچولو دعئت می کنم از مظلومیت چادر بنویسند.

۳- لطفا عکسهای علی را از خاله ساراش در ثبت لحظه هایم بخواهید. من مامان علی ام، خاله سارا عکاس علی. من برای مامانی هم وقت کم می آورم چه برسد به عکاسی.